تبليغاتX
حرفـهــای یـــک دل تــنــها

حرفـهــای یـــک دل تــنــها

وبلاگ تنهایی

مردم ساعت 22 امشب (پنج‌شنبه)

با حضور بر بام خانه‌ها و یا از پنجره منازل خود

یک‌صدا گلبانگ "الله‌اکبر خامنه‌ای رهبر"

را فریاد می‌کنند

نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 19:43 توسط یه پسر .....|


انتفاضه حسینی؛
 

این است مردانگی بسیج و غیرت همیشگی زنان و مردان حزب اللهی....

احسنت به خروش شیران مرد و زن حزب اللهی...

 
 این‌همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده
 
 
 
 
مزدور آمریکایی!!!!
 
 ما آمدیم کجایی؟
 
 
لعن علی عدوک یا حسین(ع)
 
خاتمی و کروبی و میرحسین(لعنته الله جمیعا)
 
 
 
دلنوشت امت حزب الله:
 
 
ایران که باغ پسته‌ی بابات نیست
 
این مملکت جمهوریه، دهات نیست

 
نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 16:59 توسط یه پسر .....|


عاشورا ...

اين روز بزرگ و با عظمت كه براي تمامي جهانيان مايه مباحات و عزت و افتخار مي باشد...

عاشورا ....

روزي كه سپاه كفر و شرك را از سپاه اسلام و قرآن مبري و تميز كرد...

و باز تاريخ تكرار شد...

تكرار اشتباه...

اشتباهي كه هر آزاد مردو زني را به گريه درمي آورد....

اشتباه گروهي كه از نطفه مادريشان حرامزاده به دنيا آمده اند.. كساني كه مانند لشكريان يزيد حرامزاده و حرام لقمه هستند...

دختران و پسراني كه تنها راه خود نشان دادنشان را سنگ و قمه و چوب مي دانند...

جواناني كه اكنون اين وحشيگريها را در مي آورند مانند خفاشاني شده اند كه در سياهي شب از چاه توالت بيرون مي آيند!!!!

آري .. هم دنبال خون هستند .. هم دنبال وحشت آفريني كه بوي تعفن و گندشان همه جا را پر مي كند...

و اينبار كفر و جهالت با هم در يك حزب تمام به معني سوسيال كمونيست پا گرفت... حزب فتنه سبز...

و اين بار..

عاشورا براي مردم متدين و خداجوي يادآور كارناوال شادي حرامزاده هاي دوم خردادي مي باشد...

و غفلت بعضي از مسئولين در آن حد است كه هنوز از دولت وحدت ملي دم ميزنند...

و غفلت بعضي كفتارهاي پير كه پوزبندشان شده كروات اين جماعت خوش پوش همچنان باقي است...

و صحبت اين است.. اي جماعت خفاش ... قرار بگذاريد روز موعودي را ... كه نابوديتان نزديك خواهد بود و خيابانهاي تهران شاهد خون نجس و خون حرامزادگي مادرتان خواهد بود كه از شكمهاي سگ سيرتتان بيرون خواهد ريخت...

نزديك است روزي كه خشم مردم وملت حزب الله غفلت آنان را در خود ببلعد... واي به خشم انقلابي ملت حزب الله...

درود بر خميني (ره)

جانم فداي رهبرم سيد علي خامنه اي(حفظه الله)

پيرو خط امامت و ولايت و رهبري هستم ... خودم و خانواده ام.... تا پايان عمرم...

نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 16:49 توسط یه پسر .....| |


خیلی دلم گرفته..

وقتی می بینم که یه عده ای آشغال عوضی از خدا بی خبر اینجوری دارن به این مملکت و ارزشهای اسلامی و قرآنی خیانت می کنن....

دیشب و پریشب اوج مظلومیت امام حسین (ع) و خاندان نبوتش در صحرای کربلا بود...

اما در کشور اسلامی ما؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! ایران عزیزمان بعضی خفاشها و کفتارهای پست بیشرف دست به خود شیرینی و خوشیفته گی برای اجانب زده بودن...

یه عده جلبرگ سبز.. یه عده کفتار ... یه عده حس و خاشاک...

وای از روزی که رهبرم اذن جهاد بده .. خواهر و مادرشونو به عذاشون میشونم...

خس و خاشاک به آتش میکشم....

دیروزم در ظهر عاشورا کارناوال و رقص شادی بود...

دخترها و پسرهای تمام بذک کرده.. واقعاْ حال آدم بهم میخورد... واقعاْ بعضی از آدمها از هرچی نجاست روی زمینه نجستر میشن ....

آره.. طرف توی روز عاشورا با مانتوی بالای باسن... با آرایش ۷۰ قلم که چه عرض کنم ۲۰۰ قلم آرایش کرده انگار عروسی بابا ننشه... آنچنان دختر پسرها شماره تلفن ردو بدل میکردن که فکر کنم این مردم بی دین عاشورا رو با جشنهای ملی اشتباه گرفتن...

آنچنان بمال بمالی راه انداخته بودن که ..

خدایا .. فقط به تو میشه پناه برد..

حالم از بعضی از این مردم نجس به هم میخوره....

نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 15:14 توسط یه پسر .....| |


 شب عاشوراست امشب 

 

کربلا غوغاست امشب

 

    

   شه دین یک شب دیگر ز حرم مهمان است       شه دین یک شب دیگر ز حرم مهمان است

 

                                  مکن ای صبح طلوع       مکن ای صبح طلوع       

 

  صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است           صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است

 

                              مکن ای صبح طلوع         مکن ای صبح طلوع  

نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 17:38 توسط یه پسر .....| |


امشب دیوونه دارم میشم....

آخخخخخخخخخخخخ خدا....

یاابوالفضل .... یا ابوالفضل... اذان داده... دیوانگی شروع شده...

 امشب شب قدر من است...

لطمه بر سر و صورت زدن واجب است...

آی عاشقای حسین(َع) ..

 امشب در هیئت سرشکستن واجب است...

نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 17:36 توسط یه پسر .....| |


  ای اهل حرم ، میر و علمدار نیامد  

 

دلنوشت:

فقط همینو میدونم که یکساله منتظر شب تاسوعا هستم... از صبح اول محرم ذکر دلم یا ابوالفضل و یا رقیه هستش...

امشب و فردا شب دیوانه ام... دیوانه ای زنجیر پاره کرده...

دیوانه حسینم و بس...

نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 16:56 توسط یه پسر .....| |


 

 

 «السّلامعليکِيارقيةالحسين(ع)»

 

يا رقيه جان

السلام عليک ياسيدة الرقيه سلام الله عليها

     فخرم اينه تو دنيا که دلم با رقيه است

سبب خلقت من گفتن يا رقيه است

 

یا رقیه(س) ادرکنی

 

 

بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر

 

بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر
با وصال خويش قلبم را شفا دادى پدر

 
ز آتش هجران تو يك شب نه هر شب سوختم

 

بالاتر از بهشته روي مه رقيه

شد شانه اباالفضل منزلگه رقيه

جانانه شد رقيه، ديوانه شد اباالفضل

ميخانه شد رقيه پيمانه شد اباالفضل

كارم شده گدايي كار تو دلربايي

از عشق روي ماهت آخر شوم فدائي

حق بر دلم نوشته كوي تو صد بهشته

با خاك چادر توآب و گلم سرشته

بي بي چه با صفائي تو ليلي خدايي

نيروي بازوان عباس با وفايي

نامت براي زينب گرديده اسم اعظم

خوانده خدا كه هستي آموزگار مريم

چرا نيامد پدرم ؟

 

پ.ن:

امشب یعنی شب سوم ماه محرم و شب تاسوعا دو شب لیله القدر من است....

بعدازظهر حدود نیم ساعت پیش داشتم از اداره می اومدم خونه.. نوی ماشینم بودم.. طبق همیشه با ظبط ماشینم بازی می کردم تا مداحی مورد علاقه ام رو پیدا کنم.. یهو.. یهو یه مداحی اومد که فهمیدم امشبم تضمینه...

شاپرک بابای من گم شده اونو ندیدی؟؟؟؟
کاش میشد میرفتی و تو قتلگاه میگردیدی
شاپرک نشین رو شونم شونه هام درد میکنه
خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی
پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی
بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی....




دعاکنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 18:38 توسط یه پسر .....| |


السلام علیک یااباعبدالله الحسین (ع)

 

فصل اندوه و غمه

 

مـــــحــــرمـــــه

 

 یا حسین علیه السلام

 هر حنجره ای لایق آواز تو نیست

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 18:57 توسط یه پسر .....| |


 

 

محرم.ماه ایثار واز جان گذشتگی است!ماه عشق شور و فریاد است

ماه سرافرازی بر فراز نیزه ها!ماه آمیختن با خون و آمیختن با عشق است

محرم ماه عشق بر تمام دوستان تسلیت باد.

خوب گوش كن .                            ميشنوي؟                صداي هل من ناصر ينصرني؟

 بله دوباره محرم، ماه شهادت ماه ايثار، محرم ماه عشق ماه مردانگي ،محرم ماه آزادگي ماه انسانيت ، ماه غيرت ماه محبت ، ماه شجاعت و آگاهي از راه رسيد.محرم آمد وعلم ها بالا ميروند ومداحان مي خوانند: واي حسين ... / باز اين چه...
ومن تو چه ميكنيم؟  گريه؟  ناله؟   براي چه ؟ براي چه كسي وچرا؟ بله چرا گريه ميكنيم؟ براي اينكه اهل بيت امام وخود امام كه تشنه ماندند؟ همين؟
 اصلا از محرم چي فهميديم؟  فلسفه عاشورا را ميدانيم؟  فلسفه حج نيمه تمام را چه طور؟ از محرم فقط نذري هايش را فهميديم؟  سينه زدنهايش را؟ وبعد از محرم؟ چقدر امام حسين(ع) را شناخته ايم؟
بياين كمي بيشتر فكر كنيم وبا نگاهي تازه نو به عاشورا بنگريم. ما خودمان را گم كرده ايم. خيلي چيزها رافراموش كرديم وشايد هم... فكر كنيم شايد كه كربلا را بفهميم.شايد بفهميم اصلاً محرم يعني چه ؟

آري محرم يعني ...
 
صداي زنگ قافله  بگوش ميآيد ؛ صداي گريه آب از شرمساري عطش کاروانيبان ؛  
صداي هل من ناصرٍ ينصرني ........

يادمان باشد براي انسان ماندن سري به جشن شهادت حسين بزنيم. انسان باشيم و...
آري محرم يعني ايستادگي .محرم يعني پايداري. محرم يعني محبت .
محرم يعني ماه تجديد بيعت با حسين بن علي (ع)محرم يعني ماهي كه بما ياد آوري مي كند براي دوباره و چند باره در تاريخ زندگيمان( هيهات منا الذله)محرم يعني اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيدمحرم يعني  زيباييهاي زندگي براي خدا بخاطر خدا و با خدا،محرم يعني با قلب شكسته ي زينب همنوا شدن وبه نداي هل من ناصر  حسيني جواب دادن . اين ماه بهترين صحنه براي آزمايش و آزموده شدن است. آزمايشي براي در كنار هم بودن و يكي شدن، تمرين در كنار يكديگر براي رسيدن به هدفي مشترك، تمريني براي ايثار جان به خاطر هدف و تمريني براي بزرگ شدن و سرافرازي و سربلندي، تمريني براي بهتر زيستن و با غيرت و افتخار زندگي كردن، محرم حريم ايمان و حصار قرآن است. محرم تحريم بازار باطل در جهت رونق حق و حقيقت است. محرم اهرم حركت دهنده انسان هاست. محرم به بودن ويا نبودن به حيات انساني، به تاريخ و تمدن معناي نويني بخشيده است. محرم مرگ را شكوهمندانه امضاء كرده است.
   محرم ماه اقامه نماز در ميدان جنگ و در پناه استقامت ايمان است. محرم ماه تطهير ارواح آلوده به دنيا در چشمه سار اسلام ناب محمدي(ص) است. محرم كتاب مرجع دلها و احساس ها، كتاب مقدس عاطفه و ايمان، كتاب خون وشهادت، كتاب شور و شعور، كتاب عشق و كتاب غلبه نور بر ظلمت، محرم يعني پايداري، محرم يعني ايستادگي، محرم يعني محبت، محرم ماه حماسه و شجاعت، ماه فداكاري و ماه پيروزي خون بر شمشير.
    محرم ايستادن در مقابل ظلم و ستم است، محرم چگونگي پاس داشتن عقيده را به ما آموخت و راه جاودانگي معنوي و مردي را از راه درست خود ترسيم كرد. و در اين ماه حسين راهنماي راه رشد، شرف، فضيلت و هدف شد.دليري و آزادگي از قامت بلندش روئيد. عشق از نامش حرمت يافت و ستم سوزي و كفرستيزي درس اول كلاسش شد.حسين نماد و شاخصه استمرار دين، آيات قرآني و سنت نبوي است و نيز نماد حقيقتي مظلوم و متكي به عترت كه در طول قرون و اعصار به نام تشيع شناخته شده است
.محرم يعني...
                                                                                                التماس دعا

گالری عکس محرم

گالری عکس محرم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 18:33 توسط یه پسر .....| |


نمیدونم چرا دنیای ما آدمها اینجویه...

فکرهای منحرف و بداخلاقیها رو خیلی خیلی به اندازه جیک ثانیه باورمون میشه...

ولی محبت رو خیلی دیر باور میکنیم....

عشق رو دیرباور میکنیم....

ای کاش بداخلاقیها نبود.... بودااااااا .... ولی خیلی خیلی کمتر بود.. به قول خودم به اندازه همون جیک ثانیه...

ولی... بازم خدایا... به داده و نداده ات شکر... الحمدلله رب العالمین

نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:36 توسط یه پسر .....| |


سر گیجه دارم....

سرم داره گیج میره...

به هرکی خوبی می کنم جز بدی چیزی نمیبینم...

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 19:47 توسط یه پسر .....| |


ووووووووووییییییییییییییی...

یخ کردم... چقدر سرده...این هوا هم مسخرشو در آورده ...

یه دقیقه وایسین... اینگار مثل دخترک کبریت فروش باید برای گرم شدنم کبریت روشن کنم... هاههههه

هاههههههههههه...

سردهههههههههههههه

اه اه اه اه ... این هوا هم نه میباره نه چیزه دیگه ای ... فقط ابریه و سرد...

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 18:48 توسط یه پسر .....| |


سلام...

اینجا کهکشان راه شیری... کره زمین... قاره آسیا... کشور ایران... شهر تهران..

یه شب بارونی... شب برفی و بارونی....

با هوای تقریباْ سرد...

بخاری خونه ها زیاد...

ماشینها و مردم در حال برگشت از مسافرت...

بوق بوق عروسیها...

آژیر پلیس...

یه شب ناز... یه شب بارونی با نم نم بارون...

یه شب که روزش بهترین روزهای جهان بود...

نعمت خدا بر ما بندگان گنهکار... در یه شب پر برکت...

خدایا رحمت برف و بارانت را برای ما بیشتر از بیشتر نزول گردان... آمین

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 20:27 توسط یه پسر .....| |


از ولای مرتضی علی(ع) دل را چراغان کنیم

 

با علی (ع) بار دگر تجدید پیمان کنیم

نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 13:15 توسط یه پسر .....| |


عشق است ...

ژولیده ام، به عشق علی(ع) میکشم نفس

 

جز این مرا به نزد خدا افتخار نیست

 

پ.ن:

طی امروز وبلاگ با مطالب عید غدیر به روز خواهد شد

نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 11:10 توسط یه پسر .....| |


هوای تهران امروز خیلی با صفا شده...

باد وحشی داره برگهایی که به زور خودشونو به درختها چسبندنو میندازه زمین...

خیلی هوای نازیه...مخصوصا توی این هوا... یه نمه بارون یا برفم بزنه...دیگه میشه الله اکبر....

وای... خیلی این هوای ابریو دوسش دارم...

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 13:32 توسط یه پسر .....| |


عید سعید قربان بر همه مسلمین جهان و بخصوص همه دوستان عزیزم که لطف میکنند میاند وبلاگ مبارک

ما رو حتما دعا كنيد يادتون نره!!!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 17:28 توسط یه پسر .....| |


سلام...

لباس یاس بر تن کرد زهرا(س)

کنار دست او بنشست مولا(ع)


محمد(ص) خطبه خواند زهرا(س) بلی گفت


غلط گفتم بلی نه یا علی(ع) گفت



(زیباترین وصال عالم مبارک)

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 17:29 توسط یه پسر .....| |


کور بشه چشم حسود و بخیل

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 21:46 توسط یه پسر .....| |


به علت خوی حیوونیت و حال به هم زن عده ای حروم لقمه بی همه چیز...عده ای که می آن و بی مهابا توی یه وبلاگ راحت دهن نجسشونو باز می کنن و هر گهی میخوان میخورن ....یه عده ای که از عقده درونیشون هر غلطی که دلشون میخواد انجام میدن....این وبلاگ تا آخر این هفته حذف میشود....

اون بروبچی که میخوان آدرس وب جدیدمو داشته باشن بهم پیام بدن تا به دور از چشم هرزه و کثیف این عده آدرس وبمو بدم بهشون....

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:20 توسط یه پسر .....| |


يه حيوون آشغالي كه خودشو (...) معرفي كرده اومده و كلي به من و عشقم توهين كرده....

نمي دونم كدوم از خدا بي خبريه... ولي هر حيوون نجس و كثافتي كه هستش خدا به روز سياه بنشونتش.... خدا به زمين گرم بزنه كه اين حرفاي ركيك رو براي من نوشته...

يه آشغال نجس... يه كرم كثيف... يه سگ پست فطرت بي همه چيز... يه بيشرف .... كه اينقدر بهم توهين كرده و ناراحتم كرده....

فقط از خدا ميخوام كه لعنتش كنه....خدا لعنتت كنه حيوون كثيف كه به زندگي ديگران غبطه ميخوري كثافت ....

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 22:33 توسط یه پسر .....|


خیلی خیلی خسته ام...

از زندگیم سیرم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:48 توسط یه پسر .....| |


به قانون جذب اعتقاد داریم.


اینده امون رو کنار هم می سازیم.


فردا تو دستای ماس:)

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 11:25 توسط یه پسر .....| |


وقتی می گویم دوستت دارم شاید تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنار

 هم گذاشته ام و جمله ای را بیان كرده ام اما...

این تنها یك جمله نیست!

دنیای لبریز از رویا های سبز و سرخ!

همین جمله كوتاه ...!

 آری همین چند واژه کوتاه خود كتابیست سر شار از معنا!

دوستت دارم

یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست

 بی تو دنیای من به سردی می گراید و چشمانم بی فروغ میگردد!

یعنی قلب من منزلگاه توست و وجودم سرزمینی كه تخت پادشاهیش را تنها لایق تو می داند

یعنی می خواهم در سایه سار نگاه پر مهرت لحظه بیا سایم

 و در پهنه ی پر احساس كلامت نفسی تازه كنم .

 می خواهم در وسعت بی انتهایی قلب تو سكنی گزینم

و تا ابد تفرجگاهم آبی بی كران آسمان و سرخی شور انگیزه خورشید قلب تو باشد.

می خواهم تنها با تو زندگی كنم و در كنار تو تكیه گاهم تو باشی!

 كبوتر سپید وجود من بی حضور تو جان خواهد باخت پس با من بمان تا زنده بمانم!

در انتظار وصالی خوش!

زیرا كه زنده بودن بی حضور محبوب تنها مرگیست در بستر تنهایی و فرا ق!

همچو كوه بودم استوار قد بر افراشته بودم به بهانه سر سختی!

دم از قدرت می زدم در مقابل عاطفه چون سنگ مقاوم وبی نفوذ!

 هرآنچه پیش آمد به طعنه ی انكار پس زدم.

 وتو آمدی و چون قطرات نرم و زلال آب در من نفوذ كردی!

و آن كوه استوار در مقابل تو به زانو درآمد!

 نرم شد و غوغای درونش در آرامش نگاه پر مهر تو آرام گرفت

و دید كه بی حضور تو بی بهاست و سلام تو توان اوست!

 پس وقتی می گویم دوستت دارم

تنها یك جمله نگفته ام!

 دنیایی را به تصویر كشیده ام!

 سر زمینی را از عمق وجود خویش...!

 سر زمین دل و این كلام قلبیست كه با هر تپش خود میگوید:

"" عاشقانه دوستت دارم فرشته ی من ""

 

تقدم به كسی كه واقعا دوستش دارم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 22:27 توسط یه پسر .....| |


دلم هوای خونه بچگیهامو کرده...

خونه ای که سرتاسر ۲طبقه خونمون گل شب بو بود و درخت انگور....

وسط حیاطمون یه حوض خوشگل بود...

حوضی که تمامی خاطرات بچگیمو به یادم میاره....

حوضی که بچگیهام چقدر توش آب بازی می کردم...

حوضی به قدمت رنجهای دوران زندگی...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 19:48 توسط یه پسر .....| |


عاشقانه... صادقانه... عارفانه میگویم....

 

        

پیراهنت در باد تکان می خورد

این....

تنها پرچمی ست که دوستش دارم...!

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:34 توسط یه پسر .....| |


SmileyCentral.comSmileyCentral.com

 

چه زيباست در شب ، در زير نور ماه تا به ستاره‌ها شمع افروختن و براي تو شادي كردن... 

عزیزم تولدت مبارک

«عاشقی جرم قشنگيست به انكارش مكوش...»

 

Get WellGet Well

 عزیزم ..... گلم تولدت مبارک

Birthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday Party

 

 

dreamonly

 

روز تولد توست ، همه میگن مبارک

منم میگم عزیزم ، تولدت مبارک
تولدت مبارک
گل ها رو تو گلدون جا بدین ، باغچه ها رو آبپاشی کنین
همه کوچه ها چراغونی ، خونه ها رو نقّاشی کنین
ماه و ستاره درمیاد ، تو اومدی به جشن ما
می ارزه برق چشمِ تو ، به نور سرتاپاشون
روز به این قشنگی ، هرگز کسی ندیده
صدای ساز و آواز ، به آسمون رسیده
امروز فقط روز توست ، می خوام دنیا بدونه
برای اسم زیبات ، می خونم عاشقونه
تو آمدی به دنیا ، تو قلب من نشستی
خوش آمدی عزیزم ، که عشق من تو هستی
منم تا دنیا دنیاست ، قدر تو رو می دونم
امروز تولّد توست ، از ته دل می خونم

تولدت مبارک ، مبارک و مبارک

عاشقانه ميگم عشقم.... گلم تولدت مبارك
 
 
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:33 توسط یه پسر .....| |


ای خدای تنهایان و بی کسان و بی مونسان!

ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی!

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده!

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده! 

                                                         (سید مهدی شجاعی) 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 13:46 توسط یه پسر .....| |


گذشت زمان بر آن ها که منتظر مي مانند بسيار کند،بر آن ها که مي هراسند

بسيار تند، بر آن ها که زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني و بر آن ها که

 به سرخوشي مي گذرانند بسيار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق مي ورزند،

زمان را آغاز و پاياني نيست.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:16 توسط یه پسر .....| |